X
تبلیغات
انتــــــهای یــک جــاده

"حدیثــــ امروز"
گـوش خود را به خوب شنيدن عادت بده و به سخنانى كه بر اصلاح و پاكى تو چيزى نمى افزايد گوش فرا مده .
امام علی (ع)

.: ابتدا :.

مرا پیوسته و هنوز
پرسشی هست
که آیا در انتهای خلقت
قهرمانِ سربلندِ داستان
خواهم بود؟


.: پیشنهاد می‌کنم بخونید :.


جنجال یــــــک سکوت
از جنس خدا
وب نوشت های یک پسر شیمیایی
همون خرسه که قهوه ای بود
بهارنارنج
ریـز نوشت
ازدواج نوشت
حسینیه دل
و ما ادارک ...؟
غزل معاصــر
حتی بیشتر
بچه آدم
فانوس
مکتوب
تنزیل



PAGE678

این روزها اگر بی رمق میشوی از جنگیدن برای محفوظ ماندن از بدیها
شدیدالقوی را صدا کن...همان که کافیست برایت.
بدان که نجات بخش تو از حوادث عزیز است و منعم
محسن است و مجمل ...

 تاریخ: 92/09/13  نویسنده: Elly  | 


page677

جبیره ای وقت هایی که میشکنند قلبی را
شکسته بندی و جبران کننده ی همه ی زخم ها
یا جبار ...

 تاریخ: 92/06/27  نویسنده: Elly  | 


page676

وقتی که رنج رو تبدیل به یک ضیافتِ باشکوهِ زندگی کنیم،
اونجاست که معجزه قدم به سمت ما برمیداره

 تاریخ: 92/06/25  نویسنده: Elly  | 


page675

تو ای بخشنده ی مهربان ...
مهربان که می گویمت یعنی مهربانی که هیچ کس به پای مهربانی اش نمیرسد
هیچ کس نمیتواند قد تو مرا دوست بدارد. حتی مادرم، حتی تر هم سرم ...
چیزهایی را که تو میدانی هیچ کسی نمی داند و تو با همه ی دانایی ات
نسبت به من، دوستم داری. تو با همه خطاهایم با من مهربانی. تو دوستم داری
و این آرامم میکند ...
تنبیه که میکنی، دوستم داری
تهدید که میکنی، دوستم داری
تلنگر که میزنی دوستم داری
حتی اشکم را که درمی آوری باز، دوستم داری
اصلا تو اگر دوستم نداشتی که من اینجا نبودم
آری ... تو دوستم داری و این آرامم میکند ...

 تاریخ: 92/06/24  نویسنده: Elly  | 


page674

دنیا و آخرت پشت و روی یک سکه هستن

اگه با دین دنیامون رو اداره کردیم
میتونیم تو آخرت همراه دین باشیم

 تاریخ: 92/06/19  نویسنده: Elly  | 


page673

ترک بردارد دلم
انارش را ببینی ...

پ.ن: رفته بودیم پابوس امام مهربانی ها
دستم که در دستش بود ازش خواستم این زندگی را ضمانت کند
زندگی با طعم بندگی را
همین ...

 تاریخ: 92/06/04  نویسنده: Elly  | 


page672

وَمِن آیاته أن خَلَق لکم مِن أنفُسکم أزواجاًلِتَسکُنوا إلیهاوَجَعل بَینکم مَودةً ورَحمة
إن فی ذلک لَأیاتٍ لِقَومٍ یَتفکٌَرون 21/روم

همیشه از اینکه وارد فاز جدی زندگی بشم میترسیدم. تا تونستم از مسئولیت
داشتن یه زندگی مستقل فرار کردم. اما بالاخره اوضاع اینجوری هم نباید میموند
چیزی رو که به خاطرش آفریده شده بودم رو نمیتونستم تنهایی بدست بیارم.
نمیشد یعنی ... چرا که همه عالم رو جفت جفت خلق کرده، و من تنها از
کجا میرفتم تا برسم به اونجایی که باید؟!!

دومین روز از دومین ماه فصل تابستان، مصادف با ولادت دومین امام معصوم
پای عهدی که با خودمون و خدای خودمون بستیم رو امضا کردیم
هدیه ای هم از دست خداییش گرفتیم که به هر عروس و دامادی میده،
بدون اینکه به درجه ایمانشون بستگی داشته باشه ... "مودت و رحمت"
+ محبتی که همیشه باید اظهار بشه
+و روحیه ی بخششی که باید کنار خطاهامون رخ بده
قرار گذاشتیم تا یادمون بمونه این دوتا هدیه رو همیشه مراقبت کنیم،
فعال نگهش داریم تا بتونیم طعم خوشبختی رو بچشیم

 تاریخ: 92/05/03  نویسنده: Elly  | 


page671

هر سختی یه ماموریتی داره
تا ماموریتشو انجام نده
از زندگیمون نمیره !!

 تاریخ: 92/04/16  نویسنده: Elly  | 


به نام خدایی که مرا مبتلا کرد

بهشت دیار علی و حسین و عباس بود، بهشت خیمه گاه بود ... آه خیمه گاه


بعد از آن کوچه های غربت زده کاظمین چقدر همه چیز آشنا بود. انگار قبلا هم آنجا بودی
زبانم ناخودآگاه چرخید سمت شاه خراسان. السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
بوی آشنای حرم دلت را پر میدهد سمت پنجره فولاد ...


وارد صحن و سرای حضرت امیر که میشوی عظمتش تو را خم میکند
مات و مبهوت مثل دختربچه ای که در کمال ناباوری بابای گمشده
اش را دیده .به درگاه اول که رسیدم دیگر توان ایستادنی نبود
مقابل آنهمه ابهت. نشستم...روز اول سخت بود .
اما انگار کم کم یخت آب میشود .
دل آرامت را پیدا کرده ای...
مینشینی رو به روی ایوان طلا و تا خدا بالا میروی...چه مامنی بود.

از خروجی شهر نجف پیاده راهی شدیم. "طریق یا حسین"
چه اضطرابی داشتم. اضطراب کم آوردن.
اما همینکه پا در وادی عشق گذاشتی میفهمی عجب جاذبه ای دارد
شنیده بودم بعضی دردها شیرین اند اما تجربه نکرده بودم
چه کیفی میکردم وقتی به پاهای خسته و تاول زده ام نگاه میکردم
وقتی عرق میریختم و گرما امانم را میبرید ...

به شهر کربلا که رسدیم پر بودم از سوال و بی قراری !!
تابلویی من را میخکوب میکند."به طرف حرم امام حسین"... بغض میکنم
با پای خسته زیر گرمای سوزان خورشید،
گرمای دل انگیز خورشید حقیقی ام را می طلبم.

شب عیدی عجیب دلتنگ بودم. ضریح را که دیدم بهانه جور شد
نفسم دیگر بالا نمی آمد. مثل بچه ای وسط راه زوار نشسته ودم و زار میزدم
آدم دلش میخواهد آن لحظه، همانجا، دنیا تمام شود...که کاش میشد!

شب وداع با قمر بنی هاشم بود.
از همان اول بهمان گفته بودند اینجا روضه حضرت سکینه نخوانید
آهسته قدم میزدم در صحن و سراش که چشمم خورد به کلمن آب سرد
روبه روی ضریح.بچه های قد و نیم قد صف بسته بودند و یکی یکی آب میخوردند.
نیازی نبود کسی برایم روضه ی حضرت سکینه بخواند ...

حالا بعد از 12 روز انگار از بهشت رانده شده ام
بهشت دیار علی و حسین و عباس بود، بهشت خیمه گاه بود ... آه خیمه گاه
به عالم خاک برگشته ام. خواستیم مرغ باغ ملکوت باشیم اما گاهی نمیشود
گفتند از کربلا عبور کنید تا زینبی شوید . ما عبور کردیم و زینبی شدیم
کاش، زینبی بمانیم ...

 تاریخ: 92/04/10  نویسنده: Elly  | 


page669

دوباره ضامن من میشوی امام رئوف؟
عجیییییییب در سفر کربلای خود گیرم

 تاریخ: 92/03/22  نویسنده: Elly  


page668

لحظه لحظه ی زندگی امتحان توست
من اما بعدِ هر امتحان،به تو اعتماد کردم
چرا که رفوزه ی همیشگی توأم . . .

 تاریخ: 92/03/20  نویسنده: Elly  | 


page667

اگر عمل ز ورای سخن عبور کند
ز حتم یوسف زهرای ما ظهور کند
 ز حتم یوسف زهرای ما ظهور کند
   ز حتم یوسف زهرای ما ظهور کند
     ز حتم یوسف زهرای ما ظهور کند
 

"مونا عابدینی"

 تاریخ: 92/03/19  نویسنده: Elly  


page666

وقتی که داری در به در دنبال یه گوشی خوب میگردی تو نت
یهو خیلی اتفاقی از دوستی که هرگز ندیدیش وحتی خیلیـــ
هم نمی شناسیش برات یه پی ام میاد که آدرس ثبت نـــام
بهشتِ! وقتی که دلت هوایی میشه و گوشی رو بی خیــال
میشیُ فرم ثبت نامُ پر میکنی.وقتیــ که تو اوج ناباوری واسهـ
مرحله اول اسمت درمیاد. وقتـی تو لیست نهایی هم اسمتو
میبینی ... کی می تونه بگه اینا همه یه اتفاق بوده؟! نه، منـ
نمیخوام باور کنم اینا همش اتفاقی بود. تویـ این یک ماه همه
چیز همونجوری پیش رفت که رویای من بود و من باز شرمنده
اون چشمهایی شدم که همیشه به روی گناهای من بسته
میمونه. این روزا دلم تو مسیر کربلاست، حال من تماشاییــــ
این روزا زیاد به آسمونت خیره میشم.این روزا زیاد گذشته مو
شخم میزنم.گناهامو یاد میارم.کربلا خط میزنه بهـ همه تعلقاتم

من این کربلا را زندگی خواهم کرد به امید تو، ای رئوف . . .

پ.ن:بیشتر از اینکه شما التماس دعا داشته باشین من التماس
میکنم که دعام کنین تا با معرفت وارد میعادگاه عشاق بشم.

 تاریخ: 92/03/19  نویسنده: Elly  | 


page665

أین ابنُ النَّبی المصطفی

کجایی تکمیل کننده مبعث؟ . . .

 تاریخ: 92/03/17  نویسنده: Elly  | 


page664

دلم باران میخواهد
صدای رعد و برق
دلم یک هم پا میخواهد برای گریستن . . .

 تاریخ: 92/03/16  نویسنده: Elly  


page663

زنجیر در پای آسمان انداختند
غافل از آنــکه "شـــــــهیــد"
درد جراحت احساس نمیکند


السلام علیک یا موسی بن جعفر ... یا باب الحوائج

 تاریخ: 92/03/15  نویسنده: Elly  | 


page662

در راه تو باید مهاجر بود
مسافر بودن فایده ای ندارد . . .

 تاریخ: 92/03/15  نویسنده: Elly  | 


page661

تو همه چیزو سر وقتش بهمون میدی :)

 تاریخ: 92/03/12  نویسنده: Elly  | 


page660

پیوند خونی که با تو نداریم یا امیرالمومنین
کاش اما پیوند قلبی و فکری داشته باشیم

 تاریخ: 92/03/01  نویسنده: Elly  | 


page659

گاهی هم به آیینه قرآن نگاه کن
بدان که با چه خدایی طرف هستی . . .

 تاریخ: 92/02/30  نویسنده: Elly  | 


page658

قفلِ شبِ جمعه ی اولِ ماهِ رجب با زیارت عاشورا باز میشه :)

 تاریخ: 92/02/25  نویسنده: Elly  | 


page657

دلت رو که ببری طرفش، آسمونش رو میاره طرفت . . .

 تاریخ: 92/02/25  نویسنده: Elly  | 


page656

در حقیقت شماره ماه ها نزد خدا از روزی که آسمان ها و زمین را آفریده
در کتاب خدا دوازده ماه است، از این دوازده ماه چهار ماه حرام است،
(محرم. رجب. ذی القعده. ذی الحجه) این است آیین استوار،
پس در این (چهارماه) بر خود ستم نکنید !
سوره توبه/36
+

 تاریخ: 92/02/22  نویسنده: Elly  


Next







.: آرشیو :.


آذر 1392

شهریور 1392

مرداد 1392

تیر 1392

خرداد 1392

اردیبهشت 1392

فروردین 1392

اسفند 1391

بهمن 1391

دی 1391

آذر 1391

آبان 1391

مهر 1391

شهریور 1391

مرداد 1391

تیر 1391

خرداد 1391

اردیبهشت 1391

فروردین 1391

اسفند 1390

بهمن 1390

آذر 1390

آبان 1390

مهر 1390

شهریور 1390

مرداد 1390

تیر 1390

خرداد 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390

اسفند 1389

بهمن 1389

دی 1389

آذر 1389

آبان 1389

مهر 1389

آرشيو